کمیته تخصصی لباس های سنتی - کمیته های تخصصی انجمن کلکسیونرهای ایران

اهداف کمیته لباس های سنتی:

معرفی کمیته لباس های سنتی به جامعه ایران

آموزش در زمینه  لباس های سنتی

ثبت لباس های سنتی بعنوان نماد فرهنگ و هنر ایرانی

تحقیق،چاپ و انتشار مقالات و تالیفات حوزه لباس های سنتی

روشهای اجرایی کمیته لباس های سنتی

فعال کردن سایت لباس های سنتی: تعاریف،تاریخچه،ارائه متون ترجمه شده،اعلام فعالیت های کمیته لباس های سنتی.

برگزاری کلاسهای آموزشی

برگزاری نمایشگاههای لباس های سنتی در موضوعات مختلف

ترجمه متون مهم لباس های سنتی

ارتباط با دوستداران لباس های سنتی

همکاری با سازمانهای پژوهشی و آموزشی در ایران و خارج

برگزاری سمینار و همایش های لباس های سنتی

همکاری با مجموعه داران لباس های سنتی

تکنیکهای رنگ آمیزی گواش :

در دنیای رنگ ها استفاده از رنگ و تکنیک گواش نسبت به سایر انواع خود در اولویت قرار دارد . بدین منظور رنگ گواش را یک پارچه و تخته تخته در نمودارهای افقی_ عمودی و متناسب با مقوله مورد نظر پیاده می کنیم . البته برای انجام همان تمرین ها می توان رنگ گواش را بدون استفاده از نمودار و از طریق ترکیب آن با مقادیر متغیر آب نیز به کار برد . گواش صرفا رنگی نیست که در تمرینات ابتدایی به کار رود . گواش را می توان در خلق یک تابلوی نقاشی به کار برد . در برخی ازتمرینات شما می توانید بدون نمودار کار کرده ( نه به طریقه ی آبرنگ ) و واریاسیون های رنگی را با پهنای قلم پدید آورد .

وسائل و شیوه ی رنگ آمیزی با گواش ( خصوصیات تکنیک گواش ) :

واژه ی گواش در اصل فرانسوی بوده و به معنای شستشو است ، گواش نوعی ابرنگ کدر و غلیظ است که رنگدانه های آن از نوعی صمغ چسبیده تشکیل شده است ، بتونه یا ماده ای که برای غلظت این رنگ دانه ها به کار می رود رنگ سفید کدری است همچون گل رس یا سولفات باریم طبیعی که حالتی مات و یکنواخت به رنگ های اثر نقاشی می بخشد ، از آنجایی که گواش و آبرنگ هر دو دارای ماده اولیه ( صمغ)یکسانی هستند لازم می دانیم ویژگی های آنها را با یکدیگر در این خصوص بسنجیم ، در آبرنگ یا نقاشی رنگ ها شفاف به نظر می رسند و شاید تفاوت عمده ی تکنیک گواش و آبرنگ در این باشد که در آبرنگ چنان که از نام آن بر می آید هنرمند برا ی ایجاد تونالیته ی رنگی رنگها را با آب ترکیب می کند و این ملایمت و شفافیت رنگها نیز از همین جا ناشی می شود حال این که در تکنیک گواش اصولا از رنگ ها برای پوشاندن سطوح استفاده می شود و به تعبیر عامیانه تر در گواش رنگها یک پارچه و تخته تخته به کار برده می شوند . در گواش برای تغییر درجه ی تاریکی و روشنی رنگها برخلاف آبرنگ معمولا از رنگ سفید استفاده می شود ( باید متذکر شویم استفاده مقادیز ناچیزی از آب در گواش نیز اجتناب ناپذیر است ) افزودن مقادیر متغیری از رنگ سفید در جه تاریک روشن رنگ گواش مورد نظر را تعیین می کند در این راستا توجه به نکات زیر الزامی است ، اولا در تکنیک گواش رنگ رانبایدبیش از حد غلیظ برداشت ، زیرا که در غیر این صورت رنگ مورد نظر ظرف مدت کوتاهی خرد شده و فرو میریزد (منظور از حد در سطر فوق حد آستانه یا اشباع رنگ گواش است ، شایان ذکر است که رنگهای سیاه و سفید در رساندن رنگ های گواش به مرحله ی اشباع بسیار حائز اهمیت هستند .)

ثانیا رنگ را نباید بیش از حد رقیق برداشت زیرا که در غیر این صورت ظهور لکه ها و بریدگی ها در سطح کار ما حتمی خواهد بود . امروز از تکنیک گواش در زمینه ها و ابعاد متعددی استفاده می شود ، مهمتر از همه کاربرد گواش در زمینه های گرافیکی به ویژه پلاکاتها هست . به عبارت دیگر تکنیک گواش را در تبلیغات هنری چون طراحی پوسترها ، افیشها ، تصویرسازی ( آپلوس تراسیون) و غیره به کار می بندند . دراین زمینه گواش به عنوان رنگ پلاکات معروف است .

در تکنیک گواش توصیه می شود که هنر اموزان عزیز از قلموهایی که دارای نوکی نرم و صاف هستند استفاده کنند . قلموهای آبرنگ و گواش بر حسب نوع استفاده و اندازه به درجات مختلفی از یک الی دوازده تقسیم بندی می شود . برای پوشاندن سطمح بزرگتر در گواش از قلموی درجه ی ۶-۸ استفاده می شود . برای سطوح کوچکتر و همچنین کنتورها ( مرزبندی ها) و یا خطوط برجسته نمای اشکال و فرم های یک اثر غالبا از قلموی درجه ی ۲و ۳ استفاده می شود و بالاخره برای قلمگیری ، ریزه کاری ها و نگاره های کار از قلموی صفر
، دوصفر (صفرصفر) استفاده می کنند .

علاوه بر قلموی نوع ، کاغذ مصرفی نیز از اهمیت خاصی برخوردار است . از مناسبترین انواع کاغذ در نقاشی با گواش یکی کاغذ فیل نشان است که نسبت به سایر انواع کاغذ کمی زبرتر است و دیگر کلیه کاغذهای مقوایی که فاقد لایه ی براق امولسیونی هستند .

تاثیر عوامل مختلف بر روی لباس :

۱- تغییرات اقلیمی :آب و هوا یکی از عوامل مهم بروز تمدن ف اختراعات و ابتکارات بشر است . این عامل در مورد انسان هایی که در مناطق حاره ای زندگی می کردند تاثیر چندانی نداشته است . زیرا انان به علت شرایط آب و هوایی خاص ، دیرتر متوجه ضرورت استفاده از لباس شده اند . اما در مناطق سردسیر ، این نیاز برای بشر جنبه ی حیاتی داشته است .

انسان هایی که در مناطق معتدل زندگی می کردند ، به علت تغییر هوا در فصول مختلف مجبور به استفاده از لباس مناسب همان فصل بوده اند ، آب و هوای اروپا و آسیا به علت سردی و گرمی آن سهم مهمی در تحول لباس در مناطق بین النهرین و ایران داشته است . آب و هوا و موقعیت جغرافیایی نیز در نوع لباس مورد استفاده تاثیر داشته است . به طور مثال لباس مردم هند هنوز به صورت دراپه باقی مانده است و تغییر و تحول خاصی در آن به وجود نیامده است .

۲- عامل سیاسی : عوامل موثر دیگر در تحول لباس کار ، حرفه و بروز جنگ هابوده است به طور مثال ، حرفه های مختلف هر کدام دارای لباس های مخصوص به خود بوده است ( لباس شکار ، اسب سواری ، جنگ و غیره ) در جنگ بین کشور ها و ملل مختلف طرف مغلوب مجبور به فرا گرفتن کلیه آداب و رسوم و هنر و مذهب به طرف فاتح بوده است و ملل ضعیف به ناچار باید سبک های هندی و شیوه های زندگی ملل غالب را مورد تقلید قرار دهند . در هنگام عظمت و قدرت فرانسه، صنایع و هنر و آداب این ملت الگوی سایر ملل قرار می گرفته است و در ال حاضر اکثر مردم دنیا تقلید از مدل های فرانسوس لباس را بر سایر مدل ها ترجیح می دهند . پس از حمله ی اسکندر به ایران و در زمان های پادشاهی پارت ها نفوذ عمیق هنر یونانی بر هنرمندان آن زمان ،تمییز آثار هنری آنها از کارهای یونان مشکل به نظر می رسد .

لباس ایرانیان نیز از این تاثیر بر کنار نماند و دامنه ی این نفوذ تا ظهور دولت ساسانی ادامه یافت .

۳- عوامل فرهنگی :در بین دوران های تاریخی ، دوره ی صفویه را به دلیل روابط اقتصادی با اروپا نقطه ی آغازین نفوذ فرهنگی اروپاییان در ایران نامیده اند . اما به دلیل مقاوت ایرانیان در مقابل این نفوذ ، دوره ی صفویه را می توان عهد پایداری فرهنگ و تا حدی صدور فرهنگ نیز نامی د زیرا در همین دوره عده ای از جهان گردان و از جمله تاورنیه  شاردن ، رابرت شرلی و پادشاه سیام ف به دلیل این که ایرانیان را مردمی پیشرفته ، متمدن ثروتمندو صاحب فضیلت و هنر های گوناگون می دانستند لباس به سبک ایرانی می پوشیدند .

۴- عوامل اقتصادی : اقتصاد ، یکی از عواملی است که در هر جامعه نقش بسیار فعالی ایفا میکند ، به طور مثال در اروپا با آن که صنعت رشد کرده و بسیاری از مسایل موجود در جامعه ی آن زمان را تغییر اساسی داده است ، ارزشها و سنت های پیشین کمابیش حفظ می شد . اما ایرانیان تحت تاثیر نفوذ غرب اروپایی شدن را ترجیح داده و به جای بازسازی و نوسازی چهارچوب اقتصادی جامعه با پوشیدن لباس به سبک اروپایی به شکل های ظاهری متمدن و صنعتی شدن گرایش پیدا کردند . همچنین علل اقتصادی می تواند مانع نفوذ یک مد جدید از جامعه ای به جامعه ی دیگر شود . به طور مثال دوره ساسانیان ، به دلیل تولید زیاد پارچه ، پوشاک ایرانیان تنوع بیشتری پیدا کرد و تهیه کنندگان لباس ابداعات و ابتکارات بیشتری را نشان دادند . در انگلستان در سال ۱۶۶۷ میلادی ، برای جلوگیری از ورود جوراب های ابریشمی زنانه ی فرانسوی حقوق گمرکی تا ۳۶۰% افزایش داده شو و در فرنسه طبق فرمان ناپلئون به منظور توسعه و ترقی صنایع ابریشم ، از لباس های دوره های قبل که در دربار سلاطین مورد استفاده قرار می گرفت الهام می گرفتند .

۵- عوامل اجتماعی :تغییراتی که از یک قرن پیش بر روی لباس به وجود امد ، نه تنها با برش در مدل های مختلف بلکه به نوع پارچه ، جنس و رنگ آن نیز ارتباط داشته است و اطلاعات ما در مورد لباسهای اولیه مردم ایران بیشتر از روی مجسمه هایی است که در حفاری های مختلف به دست آمده است . که هر کدام از این لباس ها تابع شرایط قومی ، جغرافیایی و بومی است . ایرانیان به دلیل ساخت دستگاه های بافت پارچه باریشمی که دارای شهرت به سزایی در خاورمیانه نیز بود ، انحصار تجارت این نوع از پارچه را بین چین و مغرب زمین در دست داشتند ، پارچه های ابریشمی تولیدشده در این سالها ، معمولا دارای نقوش شلوغ و پرکار است و در رنگ های متنوعی بافته شده است . با توجه به آنچه گفته شد تغییر و تحول لباس را می توان در سه مرحله خلاصه کرد :

مرحله ی اول : شامل زمانهای بسیار دور تا قرن چهاردهم است که با وجود اختلاف موجود بین تمدن ها تغییرات بسیار کمی در لباس ها دیده می شود و لباس ها خصوصیات قومی معینی ندارد و در طبقات مختلف اجتماعی به صورت متحد الشکل و اغلب ساده بلند و دراپه است .

مرحله ی دوم : از قرن چهاردهم به بعد که لباس ها به صورت کوتاه و چسبان تا قرن شانزدهم که لباسها بیشتر تابع خصوصیات ملی و فردی است تغییرات فراوانی را به خود می بیند ( شروع دوران صنعتی شدن )

مرحله ی سوم : از اواسط قرن شانزدهم تا زمان حاضر است که به علت ماشینی شدن زندگی لباس ها سری دوزی و آماده متداول شده است و بیشتر مورد استفاده قرار می گیرد .

۱- تاریخچه ی طراحی لباس :

بشر از زمان های بسیار دور برای رفع نیاز خود به پوشش ، به فکر استفاده از امکانات محیط افتاد و پس از شناخت محیط افتاد و پس از شناخت محیط و نحوه ی استفاده از امکانات ان به تدریج در نوع پوشش خود تغییراتی به وجود آورد تا این که پس از گذشت سالیان متمادی  ، لباس به معنای امروزی و با فرم های مناسب ابداع شد .

در طول تاریخ تقریبا طو لانی ابداع لباس ، عوامل متعددی در تحول آن دخالت داشته است که به طور خلاصه به شرح زیر است .

دوره اول : دراپه ( drope) یا لابس های مواج که از پیچیدن پارچه به دور بدن تشکیل میشد ، لباس های شانتی (shenti) مصری که به صورت لنگ به دور کمر می پیچیدند ، هیماسیون (himaticn ) یونانی که به صورت چادر شب استفاده می شد . و پارئیو ( poreo ) تاهیتی نیز که یک تکه پارچه به صورت لنگ بود ، نمونه ی لباس های این دوره هستند .

دوره ی دوم : لباسهای دوخته یک پارچه از یک تکه پوست یا پارچه تشکیل می شد که این نوع لباس در وسط به صورت یک حلقه ی باز شده و از یک طرف بدن گذشته و بر روی شانه در طرف دیگر بدن قرار می گرفت. مانند :پانچو (poncho) . این نوع لباس ها به دو دسته تقسیم می شدند ، یک دسته لباس دوخته ی بسته که از چندین عرض چارچه ی نازک تشکیل شده و به دور بازوان پیچیده می شد .

دسته ی دیگر لباس های دوخته ی باز بود که از طول پارچه استفاده می شد . بدین طریق که پارچه را از طول روی هم جمع می کردند و بر روی لباس های دیگر می پوشیدند و لباس در قسمت جلو به صورت ضربدر روی هم قرار می گرفت . مانند کفتان (caftan ) اسپانیایی .

دوره ی سوم : در این دوره لباس های پوستی بیشتر مورد استفاده قرار می گرفت و به این صورت بود که این لباس به وسیله ی یک بند یا نوار چرمی به پاها وصل می شد . این لباس در طول زمان تغییرات بسیاری کرد و به شلوار چادر نشینان و اسب سواران صحرا نشین ، چابک سواران ، لباس های پوستی اسکیموها تبدیل شد .

دوران جدید :

لباس های این دوره از ترکیب لباس های ۳ دوره ی قبل به وجود آمد . به طوری که لباس های این سه دوره هیچ کدام جانشین دیگری نبوده و در طول زمان برهم منطبق نشدند . ولی در نقاط مختلف جهان از قدیمی ترین روزگاران به وسیله ی افراد مختلف شباهت هایی در آنها به وجود آمده است .

تعریف لباس :

کلمه ی لباس از مصدر لبس که در عربی به معنای ( شبهه و اشکال و عدم وضوح ) امده است . ( المنجد ) که در ذهن این معنی را می رساند که وسیله ایست برای از نظر دور داشتن شکل اصلی بدن و تغییر شکل دادن ان و ان را به شکل و گونه ای دیگر در اوردن و وسیله ایست برای از بین بردن وضوح و مشخصات بدن که این کلمه در فارسی واژه های پوشش ، تن پوش و پوشاک را تداعی می کند که با فعل پوشیدن و پوشاندن به کار می بریم که مقصود همان پوشاندن تن و ننمایاندن ان است که برای هر طبقه ای قابل فهم است و منشا اصلی پیدایش لباس ، محفوظ ماندن ( از سرما و گرما و عوامل طبیعی ) عفت و پرهیزگاری و زیبا و با وقار بودن است . و اما اینکه انسان چه بپوشد و چگونه بپوشد بستگی به فرهنگ و جهان بینی جامعه ای دارد که در ان زندگی می کند باید دید فرهنگ ان جامعه جهان را به چه معنا می داند ؟ افراد انسان را چگونه موجودی می شناسد ؟ و چه سر نوشتی را برای انها تصور می کند .

لباس هر انسان پرچم کشور وجود اوست . پرچمی است که او بر سر در خانه ی وجود خود نصب کرده است و با ان اعلام می کند که از کدام فرهنگ تبعیت می کند . همچنان که هر ملتی با وفاداری و احترام به پرچم خود ، اعتقاد خود را به هویت ملی و سیاسی خود ابراز می کند هر انسان نیز مادام که به یک سلسله ارزش ها و بینش ها معتقد و دل بسته باشد ، متناسب با ان ارزش ها و بینشها را از تن به در نخواهد کرد . قبل از گسترش فرهنگ منحط غربی صرف نظر از اختلاف ظاهری و البسه اقوام مختلف بشر ، لباسهاس گوناگون وجه اشتراک داشتند که ان خاصیت پوشیدگی انهاست اما در پس گسترش فرهنگ استعماری ، لباس ابزاری شد برای امیال شیطانی بشر نظیر خود نمایی ، حسادت ، رقابت ، جاه طلبی و سلطه بر دیگران و با استفاده از ابزار مد انسان اسیر مطامع موسسات استعماری گردید که برای سود بیشتر هر روز او را به بازی می گیرند و انچه از بین رفته است انسانیت است و بس . در جامعه ای که ارزشهای والای معنوی و انسانی بی اعتبار باشد و عالم درون انسان حیثیت و معنایی مستقل از نمایش ها و جلوه های بیرونی نداشته باشد قهرا شخصیت انسان به کلی بر پایه ی توجه دیگران و اظهار نظر انان در باره وی شکل می گیرد . و پیداست که افراد در چنین جامعه ای سعی می کنند با هر وسیله ای و از جمله با لباسی که به تن می کنند برای خود نوعی تشخیص و تعین ایجاد کنند که نمونه ی این طرز فکر غلط را دیدیم و دیدید …

در فرهنگ اسلامی از لباسی که برای شهرت و خودنمایی پوشیده شده باشد مضموم دانسته و نکوهش شده است .

از حضرت حسین ابن علی (ع) روایت کردند که من لبس ثوبا شهره کساه الله یوم القیامت ثوبا من نار .

هر کس برای مشهور شدن لباس به تن کند ، خدا در قیامت جامه ای از آتش بر او می پوشاند .

و این حدیث زیبای امام صادق (ع) را آویزه ی گوش قرار دهیم که می فرمایند : بهترین لباس تو آن لباسی است که تو را از یاد خدا و انجام وظایف لازم مانع نشود . بلکه تو را به یاد و سپاسگزاری و اطاعت پروردگار متعال نزدیک کند .و تو را واندارد به خودبینی و خود نمایی در زینت دادن به خود ، افتخار کردن و خودستایی ، زیرا این ها همه از آفات دینی و سبب قساوت و تیره بودن قلب است .

لباس چیست

کلمه ی لباس از مصدر لبس که در عربی به معنای ( شبهه و اشکال و عدم وضوح ) امده است . ( المنجد ) که در ذهن این معنی را می رساند که وسیله ایست برای از نظر دور داشتن شکل اصلی بدن و تغییر شکل دادن ان و ان را به شکل و گونه ای دیگر در اوردن و وسیله ایست برای از بین بردن وضوح و مشخصات بدن که این کلمه در فارسی واژه های پوشش ، تن پوش و پوشاک را تداعی می کند که با فعل پوشیدن و پوشاندن به کار می بریم که مقصود همان پوشاندن تن و ننمایاندن ان است که برای هر طبقه ای قابل فهم است و منشا اصلی پیدایش لباس ، محفوظ ماندن ( از سرما و گرما و عوامل طبیعی ) عفت و پرهیزگاری و زیبا و با وقار بودن است . و اما اینکه انسان چه بپوشد و چگونه بپوشد بستگی به فرهنگ و جهان بینی جامعه ای دارد که در ان زندگی می کند باید دید فرهنگ ان جامعه جهان را به چه معنا می داند ؟ افراد انسان را چگونه موجودی می شناسد ؟ و چه سر نوشتی را برای انها تصور می کند