کمیته تخصصی تنگ و شیشه - کمیته های تخصصی انجمن کلکسیونرهای ایران

در روزگاران باستان بین النهرین در توسعه لعاب سفالسازی سر آمد دیگر کشورها بوده است با در نظر گرفتن اینکه ترکیبات لعاب و شیشه یکی است عجیب نیست که صنعت شیشه سازی در بابل، سومر و آشور پیشرفت کرده است. باستانشناسان ثابت کرده اند که شیشه واقعی در هزاره سوم پیش از مسیح در سومر وجود داشته است. این شیشه با شیشه ای که مصریها از گداز دُر کوهی و قلیا بدست می‌آوردند فرق داشته است و شیشه ای که در بین النهرین وجود داشته پس از هزار سال به مصر وارد شده است. وجود لوحه‌های پزشکی بابلی و به ویژه لوحه‌های فنی و دارویی آشوری درباره صنعت شیشه سازی در سال ۶۲۵ پیش از مسیح دلیل محکمی‌است بر اینکه صنعت شیشه سازی پیشرفته ای در همسایگی ایران وجود داشته است. از خوزستان، یعنی ناحیه عیلام، مدارکی از شیشه سازی در دست است که نشان می‌دهد این صنعت در سده سیزدهم پیش از مسیح در آنجا وجود داشته است. گیریشمن بطریهای شیشه ای زیادی را از حفاری معبد چغازنبیل بدست آورده است و همچنین تعداد زیادی لوله‌های شیشه ای که قطر خارجی آنها ۲۵/۱ سانتیمتر و قطر سوراخ داخلی آنها ۶/۰ سانتیمتر و درازای آنها ۷۵ سانتیمتر بوده مکشوف شده. این شیشه‌ها از حلقه‌های شیشه‌ای مات سیاه و سفید ساخته شده و به نظر می‌رسد که در شبکه پنجره از آنها استفاده می‌شده است. با این همه از زمان هخامنشیان شواهد کمی‌ دال بر استفاده کلی از شیشه در دست است. در میان گنجینه‌های تخت جمشید فقط چند ظرف شیشه ای هست که با شیوه دمش در قالب تهیه شده و بعضی از آنها دارای آرایه‌های شفافی است که با چرخ رنگ شده است. اما یکی از سفرای در بارگاه هخامنشی در آن زمان می‌نویسد که ایرانیان شراب را در پیاله‌های شیشه ای می‌نوشیده‌اند.

در زمان سلوکیان، صنعت شیشه سازی را فینیقی‌ها در کرانه دریای مدیترانه در شهر صیدا بنیان کردند. فینیقی‌ها این صنعت را از بابلیها آموختند. این با افسانه تلموذی که می‌گوید یهودیان در زمان اسارت دوم خود شیشه سازی را آموختند تطبیق می‌کند. شیشه فینیقی‌ها و یهودیان پیش از آغاز امپراتوری روم بسیار با ارزش بود. با کشف اشیا زیاد شیشه ای در زمان پارتها و ساسانیان می‌توان چنین پنداشت که صنعت شیشه سازی در همان زمان  در ایران شایع بوده است.
چنین به نظر میرسد که شیشه سازان، مانند دیگر پیشه وران سبک شیشه سازی خود را تا دوره اولیه اسلام حفظ کردند. اشیاء شیشه ای زیادی در ساوه وری پیدا شده است. ظرف‌های شیشه ای معمولی که ظاهرا با دمیدن درست می‌شده و روشن و بی نقش و نگار بوده است. شیشه‌های با ارزش تر را نخست دمیده و به شکل قالب ساده در آورده و سپس با نی‌های بلند و راست قالب می‌گرفته‌اند و اغلب در حالی که شیشه مذاب و نرم روی نی بود شیشه ساز آن را به سرعت چرخانده و بدین ترتیب خطوط مارپیچ بر روی آن درست می‌کرد.

از همان اوایل دوره اسلامی‌ شیوه آشوری تزیین در ایران مشاهده می‌شود. این شیوه عبارت است از تزیین اشیا با نخ، حلقه، یا گلوله‌های شیشه ای به رنگهای مختلف. پس از استیلای مغول، پیشه و صنعت شیشه در ایران رو به افول گذاشت. بین سال ۱۶۶۴و ۱۶۸۱ میلادی که شاردن به ایران مسافرت کرد چندان تحت تاثیر مهارت شیشه سازان و استادان ایرانی قرار نگرفته است. وی پس از تعریف و تحسین از سایر هنرها و پیشه‌ها در مورد شیشه چنین می‌نویسد: «شیشه صنعتی است که ایرانیان از آن اطلاعی ندارند. در سراسر ایران کارگاههای شیشه سازی هست ولی بیشتر شیشه‌ها پر از لکه است و رنگشان خاکستری است. شیشه سازی شیراز از همه زیباتر است و شیشه سازی اصفهان از همه بدتر، زیرا خورده شیشه‌ها را دوباره آب می‌کنند، در صورتی که شیشه گر شیرازی شیشه نو می‌سازد.» با اینکه شاه عباس بزرگ کوشش کرد که صنعت شیشه سازی را به وسیله هنرمندان ونیزی بار دیگر احیا کند، ولی شیشه گران در سده‌های بعد فقط شیشه معمولی مورد نیاز خود را تهییه می‌کردند.

تنگ ظرفی است که برای نگه داری از مایع که ممکن است حاوی رسوب باشد. تنگ در شکل و طراح متفاوت است. آنها معمولا از مواد بی اثر (مانند شیشه ای) ساخته شده اند.

کوزه گری زود قدم به عرصهٔ عالم گذارد . در مغرب ایران ، در تپه گوران لرستان ، کاسه ها با دیوارهٔ ضخیم و با همان خاک کوزه گری زبر و خاکستری رنگ به کار رفته در تندیسکها ، زودتر از میانه هزارهٔ هفتـم ق م ساخته شد .
سـفالینـه های کوره ندیده (پختـه نشده) ، که می بایست در واقع پیشقـدم سفالینـهٔ کوره دیـده بوده باشنـد ، به خاصیت اندک پختگی شان در آتشی کم حـرارت (خامپخت شدن) نسبتاً سالم بر جا مانده و در گنج دره تپه (گنج تپه ، همدان) در درون لایه ای متعلق به زمانی محتملاً پیش از ۸۰۰۰ سال ق م مکشوف شده اند .فاصله زمان آن دوران تا پایان هزارهٔ چهارم مشخص است به پیدایی و تکاملیابی ظرافتکاریهای فنی .
نخستین سفالینه های تزیین یافته آنها هستند که در آتش پوشال حرارت دیده ، و پوشیده از گلابه ای سرخ رنگ ، و یا منقوش به نگاره های هندسی با بخشهایی از رنگ سرخ محو شده اند . در اواخر عصر مس و سنگ ، سفالگری به صورت هنری تکامل یافته و ممتاز در آمد ، و حاصل آن سفالینه هایی بود محکم ، حرارت دیده به طور کامل بر روی سنگریزه یا ماسه ، و به رنگهای زمینهٔ خامه ای ، نخودی ، و صورتی ، با نقوش پرتفضیل به رنگهای سرخ ، قهوه ای تیره و سیاه بر رویشان . در ممتازترین نوع این تزیینات ، شکلهای جانوری نقشپرداخته با نگاره های هندسی ترکیب می یافته ، و به طرزی درون بخشبندیها و حاشیه های سطح سفالینه جایگزین می شدند که چنانکه باید ایجاد تعادل کرده و هیئت سفالینه را مؤکد و منسجم می ساختند .
وفور پاره سفالینه ها با نقش و جنس اعلا که ممکن است در هر یک از قرارگاهای کوچک عصر مس و سنـگ مکشـوف گردد باید با چشم دیده شود تا به باور آید . در کاوشـگاههای بزرگی چون تپـهٔ سیلک (کاشان) یا تپه حصار (دامغان) که مساحت چندین جریب را فرا می گیرد ، حجم آن واقعاً ابعاد شگفت انگیز رؤیایی باستانشناختی می یابد .
بخوبی آشکار است که انواع کاسه و کوزه و سبوی مرغوب در محقرترین مساکن ، و زمانی بعدتر اشیاء نفیس همچون ظروف فلزی و سلاحهای زینتکاری شده به طور مشخص در تصاحب دولتمندان ، وجود می داشته است . مراکز منطقه ای ، هر یک با شیوهٔ متمایز خود ، متعدد بوده اند ، لیکن عالیتـرین سفـالینـه ها از شوش به دست آمده ، که می بایست در همان ربع دوم هزارهٔ چهارم مرکز بزرگ سیاسی و تجاری بوده باشد .
نگاره ها چوپانی و روستایی اند که نظر به سوی دشت خوزستان و کوههای ورای آن معطوف می داشته اند . پرندگان آبی درازگردن که تا زانو در شوره آب نهری باریک ایستاده ، و پرندگانی هم در حال پرواز ، نقش حاشیه ای ظریف بر جام سفالین بلند بالایی را به وجود می آورند ؛ و نیز سگهای تازی با قلاده و تسمه، و بزهای کوهی با شاخهای بیرون رسته تا حد دو نیمدایرهٔ تمام یا دو حلزونی فراخ و هیبت انگیز ، موضع گرفته روی تخته سنگ بر آهنگ مقابله با هر که گام پیش گذارد .
در دیگر نقاط غربی ایران نیز عصر مس و سنگ تا ۳۰۰۰ ق م یا دیرتر دوام می یابد . در سیلک واقع بروادی کاشان شکلهای جانوری بیشتر توپر و طبیعی نما می شوند ؛ و در کاوشگاههای باکون و نخودی و مانند آن در جلگهٔ مرودشت نقش روی ظروف سفالین بیشتر مستوی و توهمی اند . نهایتاً شکل جانور یا گیاهی که الهام انگیز نگارهٔ بنیادین بوده کلاً در انتزاعی هندسی گم می شود .
به عنوان مثالهایی روشنگر بزی که به یک جفت شاخ درشت جثه می گردد ؛ یا مردان مارمولک نما ، همانند شکلی که در بازی کودکان از چند لا تا زدن کاغذ و سپس برش دادن بر آن به وجود می آید ، دستهای یکدیگر را بالا گرفته و در حال رقص دسته جمعی حاشیه ای به گرد سفالینه ای تشکیل می دهند ؛ و در جای دیگر گرازهایی شبیه به سگان پا کوتاه و کشیده اندام در حال چرخش برای به دندان گرفتن دم خود ، درون کاسه ای را منقوش ساختند .
در سفالینه های تپه حصار شکل پلنگ (نامی که عموماً به سگهای شکاری آن محل داده می شود) به صورت اختلاط مغشوشی از لکه ها و نوارها در آمده است .پس از اوج کمـال در سفالینه های (شوش) ، متعلق به حدود ۳۵۰۰ ق م ، سنت سفـالگری منقوش در خوزستـان رو به افـول گذارد و جای خود را به تولیـد انبـوه سفالینه با چرخ کوزه گری داد .
چنین می نماید که آن زمان پیشه وران به کار صناعات نوظهوری چون فلزگری ، سنگتراشی و مهرکنی ، که اعتبار کلی یافته بودند ، می پرداختند . در ربع دوم هزارهٔ سوم (یا شوش) دورهٔ احیایی زودگذری پدیدار گشت که طی آن سبوهای بزرگ هفترنگ تولید می شد ، که باید گفت مرتبط بودند ـ اما نه هم هویت ـ با سفالینه های ساخته شدهٔ همان زمان در سلسله پادشاهی اول بین النهرین .
یک نمونهٔ ممتاز که از گورستان خارج قرارگاه جلیان (یا چلیان) در فارس بدست آمده ، نخستین نقش از بازنمایی (چهار عنصر فرد) را که تاکنـون مکشـوف شده در بخشبندیهای زیر شانهٔ سبو نشان می دهد ، یا چهار نمودگار آن عناصر که عبارتنـد از : گوزن ، مرغان شکارکردنی ، ماهی ، و آتش . سفالینه های هفترنگ عالی همچنین از کاوشگاههایی چون هفت ایوان و دینـکاه تـپـه (دینخینه) در نزدیکی دریاچهٔ ارومیه از لایه هایی با قدمت حدود ۲۰۰۰ ق م به دست آمده است .
جز آنچه گذشت کوزه گری منقوش تولید شده به مقدار کلان با چرخ سفالگری ، اما فاقد آن الهامات و ابتکارات هنرمندانه که در سفالینه های عصر مس و سنگ مشهود است ، در اغلب نقاط نواحی آن ناحیه طی هزاره های سوم و دوم ق م مستمراً به حیات خود ادامه داد . همان زمان رو به سوی شمال شرقی ایران در تپه حصار دامغان ، و مراکزی در جلگهٔ گرگان چون شاه تپه و تورنگ تپه و یاریم تپه ، شیـوه ای نوین تکوین یافت ؛ اما اینکه آیا به طور خودزا در محل بود یا نتیجهٔ تهاجم هایی از نقاط دیگر، هنوز مورد اختلاف نظر است .
شیوه های نقش اندازی روی سفالینه متدرجاً جای خود را به نوعی سفالینهٔ خاکستری و نازک با بافتی فشرده داد که در پـایـان هزارهٔ سوم یا آغاز هزارهٔ دوم ق م به صورت گونـه ای از تکامل یافته ترین سفالینهٔ ساخته شده در هر زمان و مـکان در آمد . این گونه از سفالینه که به نازکی نان بستنی و با نـگاره های متنوعی از شکلهای راستگوشـهٔ موزون ـ و ظاهـراً الهام گرفتـه از نمونه های فلزی رایج ساختـه می شـد ، دارای سطحی کاملاً صیقل خورده و مزیـن به نگاره های در هم تابیدهٔ جلادار بود .
سفالینهٔ ساده به رنگهای قرمز و خاکستری و نخودی نیز معرف سفالگری کوچ کنندگان ایرانی به داخل این سرزمین هستند ، که نیز مسیر پیشروی آنان به سوی غرب را معین می سازند . در حسنلو ، یا تپهٔ شهری بزرگی واقع بر کنارهٔ جنوبی دریاچهٔ ارومیه ، سفالینه های یاد شده جانشین سفالینه های رنگی محلی گردیدند (حدود ۱۳۵۰ ق م) ، یعنی در ابتدای لایهٔ ۵ (آغاز عصر آهن لایهٔ ۱) ، و در مرحلهٔ بعدی یعنی لایهٔ ۴ (مطابق با عصر آهن لایهٔ ۲ حدود ۱۰۰۰ تا ۸۰۰ ق م) به اوج کمال خود رسیدند .
شکل آفرینی تزیینی ، رگه اندازی ، شیاراندازی و نقر ، دسته و قرصک و پایانه به شکل سر جانوران ، و انواع ظروف کاربردی سفالین رواج عمومی داشته است ؛ و در این میان هیئتی از همه تماشایی تر آوندی آیینی است با لولهٔ افقی بیرون نشسته شبیه به منقار و کیسهٔ زیر گلـویی مـرغـی مـاهـیخـوار (حواصیل) ، که خود نشانه شاخص یا انگی است از کارگاههای سفالگری تمدنهای عصر آهن ۲ در نواحی غربی ایران . آونـد و سبوسه ریخت جانوران و آدمیان نیز فراوان تولید می شد ، و خصوصاً در ناحیه املش (جنوب غربی خزر) که بسیاری سفالینه های آدمسان نیز به هیئت عجایب مخلوقات ساخته می شده اند .
و اما سفالینه های جانورسان کوهاندار همچون گاوان نر یا گوزنها ، گرچه شدیداً نقشپردازی یافته اند ، دارای نیرومندی جسمانی و تحرک و وقاری هستند همتای بهترین نقوش به کار رفته در سفالگری عصر مس و سنگ .
از آن جمله گوزنی است از مارلیک تپه ، با گردن کشیده و سری اندک چرخیده به پهلو ، گوشهایی تیز ایستاده ، و حالتی تجسم یافته در لحظهٔ پیش از فرار . هنگامی که این شکلهای آراسته با سنتهای سفالگری زاد بومی لرستان یا سیلک تلفیق یافتند ، دورهٔ احیای هنری در سدهٔ هشتم ق م و با همان جلوهٔ رنسانس اروپا در سدهٔ پانزدهم ب م ، به عرصهٔ ظهور رسید که باید گفت آخرین تجلی آن سنت در فرهنگی دیرین سال بود ، پیش از آنکه سفالینه های تولید شده به مقدار انبوه در امپراتوری هخامنشی ، جای آن را بگیرد .

شیشه‌گرى در ایران سابقه‌اى بسیار طولانى دارد. وجود یک گردنبند شیشه‌اى متعلق به ۲۲۵ ق.م که داراى دانه‌هاى آبى رنگ است که در ناحیه شمال غربى ایران کشف شده است، قدمت این صنعت را در ایران تأیید مى‌کند. قطعات شیشه‌اى مایل به سبزى نیز در لرستان، شوش و حسنلو به‌دست آمده که متعلق به دوران پیش از تاریخ است.

از زمان هخامنشیان آثار شیشه‌اى زیادى در دست نیست. اما در این دوره و دوران ساسانی، هنرمندان آثار شیشه‌اى نفیس خلق کرده‌اند که نمونه‌هایى از آنها در موزه آبگینه تهران مى‌باشد. شیشه ساسانى در چین ارج بسیار داشت و به ویژه شیشه لاجورى را گرانبها مى‌شمردند. پس از اسلام، شیشه‌سازى رونق یافت، ظروف شیشه‌اى دورهٔ اسلامى تحت، تأثیر طرح‌هاى قبل از اسلام است. ایرانیان با تکیه بر تجارب کیمیاگرانى مانند ذکریاى رازی، و جابر ابن حیّان، در کانى‌شناسى و پزشکى و شیمى صنعتى و دیگر علوم زمان خود صاحب تجارب زیادى گشتند و حتى توانستند شیشه‌هاى رنگى و مرغوب بسازند. این شیشه‌ها حتى بعنوان جواهر بکار مى‌رفته است. در دورهٔ مغول ظروف شیشه‌اى به نازکى کاغذ کار مى‌شد.

در دورهٔ تیمورى در سمرقند و شیراز کار مى‌شد. پس از آن این هنر رو به انحطاط رفت و بعد در دورهٔ صفوى دوباره احیا شد و بعد مجدداً رو به انحطاط گذارد.

      شیشه‌گرى قبل از اسلام

قدیمى‌ترین شیشه در ایران متعلق به هزاره دوم پیش از میلاد است. نمونه‌هایى از هزاره دوم تا مقارن میلاد مسیح (ع) شامل عطردان‌ها، النگوها، تندیس‌ها و کاسه‌ها و تنگ‌هاى متعدد به‌دست آمده است.

در حفارى‌هاى چغازنبیل (بزرگ‌ترین پرستش‌گاه ایلام قدیم) مربوط به دوره پیش از تاریخ، بطرى‌هایى شیشه‌اى یافت شده است، که نشان از وفور شیشه در ایلام کهن دارد.

از تمدن مارلیک مهره‌هاى شیشه‌اى که عمر آنها به ۳۴۰۰ سال پیش مى‌رسد، پیدا شده است. همچنین ظروف شیشه‌اى مایل به شیرى در کاوش‌هاى لرستان به‌دست آمده است.

از زمان هخامنشیان آثار شیشه‌اى چندانى در دست نیست. در آن دوره مهره‌هاى شیشه‌اى ایران در سراسر جهان قدیم معروف بوده که ظاهراً به رنگ سیاه و سفید بوده است.

هنرمندان ساسانى در تراش دادن شیشه مهارت مخصوصى داشته‌اند. شیشهٔ ساسانى در چین ارج بسیار داشته و به‌ویژه شیشه لاجوردى را گرانبها مى‌شمردند. جام‌هاى پایه‌دار با نقش حلقه‌هاى برجسته از دوره اشکانیان و ساسانیان به‌جاى مانده است.

      شیشه‌گرى بعد از اسلام

بعد از سالام هنر و صنعت شیشه‌گرى به‌تدریج سیر تکاملى داشته است و صاحبان این صنعت با استفاده از تجارب کیمیاگران توانستند انواع شیشه‌هاى رنگین را عرضه نمایند.

ظروف شیشه‌اى دورهٔ اسلامى تحت تأثیر طرح‌هاى قبل از اسلام است. در دورهٔ سلجوقى و تا زمان هجوم مغول، افزارها و ظروف‌هاى بسیار زیباى شیشه‌اى از کوره‌هاى شیشه‌گرى گرگان بیرون مى‌آمد که به نازکى کاغذ و گاه مینایى و گاه تراشیده و کنده‌کارى شده است. روزگار سلجوقى اوج صنعت شیشه‌گرى در ایران محسوب مى‌شود. فرآورده‌هاى شیشه‌اى این دوران بیشتر شامل ظروف کوچک و بزرگ، عطردان‌هاى بسیار ظریف، جام‌ها و گلدان‌هایى با فرم‌ها و اندازه‌هاى متنوع و اشیاء تزئینى کوچک به‌شکل حیوانات و … است.

در دورهٔ مغول رونق شیشه‌سازى از میان رفت و در عوض در این عهد سفالگرى و کاشى‌کارى رونق یافت.

در دورهٔ تیمور رواج شیشه‌گرى قابل توجه است. تعدادى از شیشه‌گران از مصر، سوریه به ایران آمدند و مشابه شیشه‌هاى ایرانى به مصر و سوریه رفت. در این دوره دو شهر سمرقند و شیراز از مراکز عمده شیشه‌سازى در ایران بودند. از این زمان به بعد این هنر روى به انحطاط نهاد تا زمان شاه‌عباس که با ساختن چراغ‌هاى مساجد و بطرى‌ها این هنر دوباره زنده شد. شاه‌عباس شیشه‌گران ونیزى را براى احیاى این نصعت به ایران آورد. در نتیجه شیشه‌گرى در دوره صفوى رونق دوباره یافت. گاه شیشه‌ را با دمیدن به درون قالب مى‌ساختند و گاه شیشه را مى‌تراشیدند تا به‌شکل جواهر در آید و یا نقوشى روى آن مى‌کندند. و گاهى نیز شیشه را با نقوش درخشان، مینایى و طلایى مى‌کردند. در این دوره کارگاه‌هاى شیشه‌سازى در شهرهاى مختلف ایران از جمله اصفهان، شیراز و کاشان دایر شد.

در فاصلهٔ بین سلطنت سلسله صفویه و قاجاریه به‌تدریج هنر و صنعت شیشه‌گرى در ایران از لحاظ سیر تکاملى پیشرفتى نداشته است و به‌تدریج تا اواخر سلسله قاجاریه و بعد از آن به‌تدریج ضعیف‌تر شده است. در واقع با ورود شیشه به قیمت ارزان‌تر و مرغوب‌تر به بازار ایران، کم‌کم این صنعت رو به انحطاط نهاد.

در تعریف شیشه گفته شده است: شیشه جسمی است شفاف و حاکی ماوراء و شکننده . شیشه مخلوطی است از سلیکاتهای قلیایی که از ذوب و سپس شکل دادن آنها با دست یا قالب ، پدیده می‌آید و از آنجا که شیشه دارای شکل هندسی نیست ، می‌توان آن را به شکلهای دلخواه درآورد » .
شیشه را نخستین بار و پیش از هزارة چهارم پیش از میلاد فینیقیها ساختند و سپس ملل و اقوام دیگر چون مصریان ، ایرانیان ، هندیان و دیگران نیز موفق با ساخت شیشه شدند.
ظرف شیشه‌ای به رنگ زرد صدفی با زینتی شبیه به خطوط شکستة موج دار ( مکشوف در یکی از گورستانهای لرستان ) یک گردنبند شیشه‌ای متعلق به ۲۲۵۰ سال پیش از میلاد که دارای دانه‌های آبی رنگ است ( متعلق به ناحیة شمال غربی ایران ) قطعات شیشه‌ای مایل به سبزی که در کاوشهای باستان شناسی در لرستان ، شوش و حسنلو به دست آمده است و همچنین دیگر قطعه‌ها و نمونه‌های دیگر که به هزاره‌های سوم و دوم پیش از میلاد تعلق دارد و حتی نمونه‌های اندکی از آنها در موزة آبگینه و سفالینة تهران هم موجود است ، نشانگر قدمت این صنعت ارزنده و این هنر اصیل در کشور ماست . جامهای بلورین و دکمه‌های ظریف شیشه‌ای به جا مانده ار دورة هخامنشی ، نمونه‌هایی از شیشه‌های دمیده در قالب و قطعه‌های زیبای شیشه‌ای که به گونه‌ای هنرمندانه تراش داده شده‌اند ، همگی به دوران ایران باستان تعلق دارند و حاکی است از رونق و اعتبار شیشه گری از آغاز تاریخ مدوّن ایران تا قرن هفتم م .
هر چند که از شیشه گری دورة اسلامی آگاهی چندانی در دست نیست ، ولی شواهد و نیز نمونه‌هایی که از نقاط مختلف مانند شوش ، ری ، ساوه و نیشابور به دست آمده ، نشان می‌دهد ، در دورة مذکور ظروف گوناگون شیشه‌ای مانند بطری ، قوری ، عطردان ، گلدان و فنجان ساخته می‌شده است .
قرون پنجم تا هفتم قمری را می‌باید اوج صنعت شیشه گری در ایران به حساب آورد ، زیرا در دوران مذکور ، صنعتگران به شیوه‌های جدیدی روی آوردند و استفاده از قالبهای گوناگون با نقوش برجسته و فرو رفته را رواج داده و حک و تراش روی شیشه را نیز برای غنای کارشان به خدمت گرفتند . در همین دوران است که نقاشیهای گوناگون از قبیل گلهای تزیینی ، شکل جانوران و استفاده از اشعار و آیات قرآن با رنگهای متنوع ، به عنوان عاملی مکمل وارد شیشه گری دستی ایران می‌شود .
در دورة صفویه نیز ظروف مختلف شیشه‌ای در مناطق مختلف ایران چون اصفهان ، شیراز ، گرگان و جاهای دیگر ساخته می‌شد که نمونه‌های متعددی از آن در موزه‌ها و دیگر مراکز هنری در ایران و سایر ممالک جهان موجود است .
در حال حاضر ، حدود ۳۵ کارگاه تنها برای تولید شیشة دست ساز و حدود ۳۰ کارگاه شیشة قالبی ساز و دست ساز و در مجموع حدود ۶۵ کارگاه شیشه گری تنها در شهر تهران به کارِ تولید انواع و اقشام محصولات شیشه‌ای می‌پردازند که ضمن حجم چشمگیر تولید در سال ، توانسته‌اند با تهیه و عرضة انواع و اقسام فرآورده‌های شیشه‌ای مصرفی و تزیینی و به ویژه شیشه‌های واجد ارزشهای هنری ، مشتاقان بسیاری در داخل و خارج کشور به دست آورند . حتی شیشة دست ساز ایران نیز در زمرة یکی از اقلام صادراتی صنایع دستی قرار گرفته است و اکنون با شیشه های دست ساز دیگر کشورها رقابت می‌کند .
مواد اصلی شیشه گری شامل این موارد است : سنگ سیلیس ، شیشه خُرده ، سنگ آهک ، کربنات دو سود ، بُراکس ، شوره ، نیتراتها و برخی مواد قلیایی دیگر . رنگهای مصرفی را نیز بیشتر اکسیدهای مختلف فلزی نظیر کبالت ، مس ، آهن ، منگنز ، کُرم و غیره ، و نیز نمکهای فلزی ، گوگرد ، کربن و غیره تشکیل می‌دهد . باید گفت که هر کارگاه به طور معمول ، در تهیة مناسب رنگ خاصی تخصص و مهارت دارد .
ابزار کارِ کارگاههای شیشه گری نیز مشتمل است بر لولة دم ، الکترو موتور و پمپ باد ، واگیره ، دو شاخه ، قیچی ، قاشق چوبی مخصوص و دستگاه که در مجموع وسائلی بسیار ساده و ابتدائی است .
در هر کارگاه شیشه‌گری ، تعدادی کورة ذوب وجود دارد که طی ساخت انواع تولیدات از آنها استفاده می‌شود . برای آنکه شیشه گران بتوانند تعداد بیشتری رنگ به کار برند ، معمولاً از چند کوره استفاده می‌شود . همچنین در هر کارگاه ، یک یا چند گرمخانه وجود دارد که شیشه‌ها پس از ساخت ، در درون آنها قرار می‌گیرد تا به تدریج و با کاهش دمای گرمخانه و سرانجام پس از گذشت زمانی حدود ۲۴ تا ۴۸ ساعت از گرمخانه که دمای آن به صفر درجة سانتی گراد رسیده است ، خارج می‌شوند تا بدین نحو و ضمن تنش زدایی ، از شکسته شدن شیشه‌ها به سبب اختلاف دمای بالایی که میان فضای کارگاه و فضای بیرونی وجود دارد، جلوگیری شود .
برای تولید شیشة دست ساز که در اصطلاح به آن « شیشه فوتی » نیز می‌گویند ، نخست مواد اولیة مصرفی را که معمولاً خردة شیشه است ، در کوره می‌ریزند و حرارت می‌دهند تا به صورت مذاب درآید . این کار ، یعنی تبدیل شیشه خرده به شیشة مذاب ، به نسبت درجة حرارت کوره میان ۳۶ تا ۴۸ ساعت به طول می‌انجامد . هنگامی که شیشه به صورت کاملاً مذّاب درآمد ، استاد کار با بهره‌گیری از لولة دم که لوله‌ای است فولادی به طول ۱۰۰ تا ۱۲۰ سانتی‌متر ، و استفاده از ابزار سادة دیگری چون قالبها ، انبر ، قیچی و غیره به شیشه به طریق دست ساز شکل می‌دهد . تولید محصولات با کیفیت مطلوب ، در گرو صبر‌، حوصله ، هنر ، ممارست و کسب تجربه طی سالیان طولانی است .

شیشه طبیعی به صورت سنگهای آتشفشانی بلورین در طبیعت وجود دارد. سنگ بلور یا بلور معدنی به عنوان سنگی گرانبها در ساخت ظروف و زیورآلات مورد استفاده بشر قرار گرفته است.ماده اولیه شیشه به صورت شن و ماسه در طبیعت موجود است.شیشه گران همواره تلاش می کردند تا شیشه ای به زیبایی و شفافیت این سنگ گرانبها بسازند و با تراشهایی آن را چون بلور جلوه دهند. شیشه ماده ای ترکیبی است که شامل سیلیس به صورت شن و ماسه –قلیا بصورت سدیم و پتاسیم بعنوان گدازآور-آهک به عنوان استحکام بخشی –اکسید سرب برای ایجاد بی رنگی و شفافیت-اکسیدهای فلزی برای ایجاد رنگهای گوناگون می شود. سیلیس خالص به حرارتی حدود ۱۸۰۰ درجه سانتی گراد نیاز دارد و گداز آورها درجه حرارت را تا حدود ۱۳۰۰ درجه سانتی گراد کاهش می دهند. مایع مذاب شیشه شکل پذیر در حالت سردی خواص جامدات را دارد.شیشه ها ترکیبهای گوناگونی دارند به عنوان مثال ترکیب مواد شیشه های مظروف با شیشه های ساختمانی متفاوتند.

شیشه گری در ایران باستان

نمونه های باستانی از تلاش شیشه گران در محوطه های باستانی ایران در تپه گیان نهاوند-حصار دامغان-شوش-مارلیک-حسنلو و چغازنبیل به دست آمده که مربوط به اواخر هزاره اول قبل از میلاد است.در دوره هخامنشی به هنر شیشه گری توجه بیشتری شد. از دوران اشکانی و به ویژه ساسانی نمونه های بسیار زیبایی در مجموعه های شخصی و موزه های جهان نگهداری می شود.یکی از علل مهم پیشرفت این صنعت نوآوری روش فن دمیدن در شیشه بود که برای اولین بار در نیمه اول حکومت پارتها ظاهرا در سوریه پدیدار شد و باعث تولید انبوه شیشه گردید

شیشه گری در دوران اسلامی ایران
شیشه گری در سده های اولیه اسلامی در حقیقت تداوم هنر شیشه گری ساسانی بود.با برقراری روابط سیاسی-بازرگانی و هنری بین کشورهای مسلمان تلفیقی از هنرهای ایرانی و اسلامی به وجود آمد.در سده های دوم و سوم هجری قمری شهر سامره مرکز تجمع هنرمندان مناطق مختلف شد.آثار به دست آمده از این شهر قابل مقایسه با نمونه هایی از شوش-ری-ساوه و نیشابور است همین مساله تشخیص آثار شیشه ایران و سامره را از هم بسیار دشوار ساخته است. مجموعه شیشه سامره ادامه سبک شیشه های ساسانی متعلق به شهرهای تیسفون و کیش در بین النهرین است که با عناصر اسلامی پیوند خورده است. در سده های سوم تا ششم هجری قمری شهرهای نیشابور- ری- جرجان و سمرقند از مراکز عمده شیشه گری بودند.بندر سیراف در سده های سوم و چهارم هجری قمری یکی از مراکز مهم ساخت آبگینه به شمار می آمد. کوره های شیشه گری در سیراف این نظر را تایید می کند. سلجوقیان از نظر هنری پیرو شیوه های ایرانی شدند و با حمایت آنان هنر شیشه گری به موفقیتهای چشمگیری به ویژه از نظر تزیینات و زیبایی رسید. هجوم قوم مغول در سده هفتم هجری قمری تا آغاز حکومت غازان خان توام با رکود هنر بود. از دوره غازان خان تعداد کمی آثار شیشه ای باقی است. با حمله مغول تعدادی از هنرمندان ایرانی از جمله شیشه گران به کشورهای اسلامی مهاجرت کردند و در شهرهای موصل و حلب و قاهره به همراه هنرمندان بومی به خلق آثار ارزشمند پرداختند. در زمان تیموریان اواخر سده هشتم تا اوایل سده دهم هجری قمری شهر سمرقند پایتخت تیمور مرکز تجمع هنرمندان گشت و هنرمندان ایران و عراق و سوریه به آنجا مهاجرت کردند. سمرقند در این دوره مرکز هنر شیشه گری سبک سوری با ویژگیهای ایرانی شد. در زمان شاهرخ فرزند تیمور شهر هرات به پایتختی انتخاب شد و آنجا محل تجمع هنرمندان گردید. در دوره صفوی در سده های دهم تا دوازدهم هجری قمری اصفهان به عنوان پایتخت انتخاب و مرکز تجمع هنر و هنرمندان شد. با توجه به اینکه هنر شیشه گری در ایران از زمان مغول متروک مانده بود شاه عباس با دیدن ظروف شیشه ای و نیزی که به او اهداء شده بود شیشه گران و نیزی را به ایران دعوت کرد و آثار شیشه ای به سبک و نیزی در شهرهای شیراز و اصفهان تولید شد. در دوره زندیه در نیمه دوم سده دوازدهم هجری قمری فعالیتهای مختصری برای بر پایی کارگاههای شیشه گری در شهر شیراز انجام شد ولی توسعه نیافت. در حال حاضر شیشه گری ایران با توجه به استقبال گسترده از آن و حضور طراحان و سازندگان چیره دست پیشرفتهای قابل توجهی داشته و آثار شیشه ای هنرمندان ایرانی به نقاط مختلف دنیا صادر می شود.کارگاههای شیشه دست ساز بیشتر در استانهای تهران و آذربایجان شرقی تمرکز دارند.

شیوه های ساخت و تزیین
در سده اول میلادی ابتکاری در صنعت شیشه گری پدید آمد که شیوه دمیدن در شیشه بود. برخی از شیشه ها به صورت دمیده آزاد و برخی دیگر به صورت دمیده در قالب تولید می شدند. شیوه های پیشین شامل فشردن در قالب- هزار گل (خاتم شیشه)- تراش- صیقل و قالب گلی بود. زیباترین انواع تراشهای پیش از اسلام به دوران ساسانی بر می گردد. این نوع تراش با سنگ ساب یا چرخ انجام می شد و افزودن رشته های شیشه ای بر آثار ساخته شده در آن زمان مرسوم بود. در سده های اولیه اسلامی از قالب های نقش دار استفاده می شد و بدین وسیله به آسانی و با سرعت بیشتر ظروف مختلف شیشه ای تولید می شد که به اشکال مختلف از جمله پیاله –صراحی –تنگ –پارچ –ظروف مواد آرایشی و دارویی بود. تراشهای سطحی گیاهی و هندسی و جانوری به ویژه به شکل پرندگان و خرگوش و شیر رایج بود. ساخت ظروف قرع و انبیق و شاخ حجامت شیشه ای در این دوران رواج یافت. در دوران سلجوقی انواع ظروف با تزییناتی چون افزودن رشته های شیشه ای و تراش و نقوش قالبی به ویژه نقش لانه زنبوری یادآور تراشهای ساسانی بود و در قرن هشتم هجری قمری در بین النهرین نقاشی روی شیشه ها با روش مینایی و زراندود و زرین فام انجام می گرفت. در دوره صفوی نقاشی سرد روی شیشه رایج شد که تا دوران قاجار ادامه داشت.

شیشه گری هنر صنعت روزگار ما
شیشه شکستنی است…و این تنها تصور محدود ذهنی ما از این ماده پرارزش و زیبا و کاربردی است ذهن همان بشری که آغازگر و تحول گر و عرضه گر این هنر صنعت به جهانیان بوده است. دکتر حسین یاوری در کتاب شیشه گری دستی ایران آورده است: شیشه عجیب ترین ماده ای است که بشر با آن آشنا شده است و به همین دلیل برخی از صاحبنظران معتقدند که شیشه باید به عنوان (مایع فوق تبرید شده) چهارمین حالت ماده- در کنار سه حالت دیگر جامد-مایع و گاز- یاد شود.چرا که هیچ ماده دیگری نیست که به این اندازه قوی یا به این اندازه ضعیف و تا این حد زیبا و در عین حال این قدر کاربرد داشته باشد. شیشه گری دستی در ایران از هزاره اول قبل از میلاد تاکنون به رغم فراز و فرودهای فراوان عرضه کننده آثاری تازه و زیبا در عرصه هنرهای دستی ایران بوده و ضمن آنکه هنرهای تکمیلی روی شیشه هم طی قرنهای مختلف و نیز در حال حاضر پدیدآورنده محصولات جالب و با ارزش هنری برای هنردوستان بوده است. به اعتقاد باستان شناسان شیشه هایی که روزگاری پیش از تولد آینه ها در قالب اجسام دست ساز اولیه شفاف و شکننده روایتگر چهره آدمی بوده اند نخستین بار در خاورمیانه کشف شده اند و کاوشهای باستان شناسی در شهرهای لرستان و شوش و حسنلو نمایشگر سابقه کهن این هنر صنعت در ایران است. شیشه در ابتدا به صورت توده ای و فشرده بدون شباهت به ظروف مصرفی استفاده می شده است و در دوره های بعد به مرور تکامل یافته تا دوران سلجوقیان و مغولها که ظرفهای شیشه ای با تزیینات و تراش و نقش به آن افزوده می شود و طی تحولات تاریخی دورانهای مختلف پادشاهی در ایران پیش می رود تا امروز که به سند کارشناسان اداره صنایع دستی تهران و ری اصلی ترین مکان فعالیت شیشه گری است و از گذشته کارگاههای بسیاری در آن فعالیت داشته اند که دلیلش معادن سیلیس نزدیک به این دو شهر است هر چند که همچنان مردم گوشه و کنار کشور از جمله میمند-قمصر و شیراز و جهرم نیز فعالیتهای پراکنده کارگاهی شیشه گری خود را حفظ کرده اند. به سند تاریخ نگاری های دانشگاه آکسفورد در دوران ساسانیان ایران و مقارن آن حکومت بیزانس روم هنر شیشه گری و تکنیکهای ایرانی آن به اروپا می رود و سیر پیشرفت و تحولش با ارتباط و برخورد با مسلمانان تا قرنهای نوزده و بیست دنبال میشود. تراش شیشه چند جداره از سبکهای شیشه گری اصیل ایرانی است که به اروپا راه یافته و امروزه یکی از سبکهای رایج شیشه گری آنها نیز به شمار می رود. اما پس از قرن بیستم که صنعت و ماشین خود را به تمام عرصه های دستی و سنتی تحمیل می کند و جایگزین انسان کارگر می شود علاوه بر مزیتهای ایجاد سرعت و تولید انبوه و صرفه های اقتصادی زبانهای جبران ناپذیری را نیز بر بدنه تولید کارگاهی و به ویژه هنرهای دستی که جزیی از فرهنگ هر جامعه ای است وارد آورده که شیشه گری نیز از آن جمله است و نشانه های آن هم به روشنی دیده می شود. تنها یک موزه شیشه (آبگینه) برای سرزمینی که خود یکی از پدیدآورندگان این ماده اعجاب انگیز بوده است پیشی گرفتن فلز –پلاستیک –چوب –ملامین و مواد دیگر از شیشه در ظروف کاربردی و مصرفی و عدم حمایت دولتی حتی با وجود سازمان صنایع دستی ایران و گم شدن اهداف اولیه و در بدو تاسیس سازمان صنایع دستی جهت سامان به هنرهای از یاد رفته و تعطیلی نمایشگاههای ایرانی در کشورهای دیگر و جایگزینی روشهای مدرن تراش(لیزر و سندبلاست) به جای تراش با سنگ و اسید و جشنواره های فصلی کمرنگ داخلی و خارجی و عدم حضور فعال در عرصه های دانشگاهی به ویژه در میان رشته های صنایع دستی و … صنعت و ماشین شهرها را روز به روز آلوده تر میکند و امروز که حفاظت از محیط زیست وظیفه قانونی و وجدانی انسانها و دولتها و نیازمند عزمی ملی و جهانی است

شیشه گری صنعتی است که طی آن محصولاتی از طریق شکل دادن مواد معدنی ذوب شده در کوره، نظیر: سیلیس، خرده شیشه و یا ترکیبی از این دو و با استفاده از روش دمیدن با لوله مخصوص و کاربرد ابزار دستی شامل انبر – قیچی و قالب های ویژه و غیره حاصل می شود. مراحل تکمیلی و تزیینی دیگری نظیر نقاشی، تراش، آبگز نمودن، مات کردن، تلفیق با فلز و غیره را نیز دربرمی گیرد. مهم ترین مرکز ساخت محصولات شیشه دست ساز، تهران است که در آن کارگاه های متعددی به تولید محصولات شیشه ای با «روش فوتی» (= دست ساز) می پردازند.
در تعریف شیشه گفته شده است: «شیشه جسمی است شفاف و حاکی ماوراء و شکننده. شیشه مخلوطی است از سلیکات های قلیایی که از ذوب و سپس شکل دادن آن ها با دست یا قالب، پدید می آید و از آن جا که شیشه دارای شکل هندسی نیست، می توان آن را به شکل های دلخواه درآورد.» شیشه را نخستین بار و پیش از هزاره چهارم پیش از میلاد فینیقی ها ساختند و سپس ملل و اقوام دیگر چون مصریان، ایرانیان، هندیان و دیگران نیز موفق به ساخت شیشه شدند.
ظرف شیشه ای به رنگ زرد صدفی با زینتی شبیه به خطوط شکسته موج دار (مکشوف در یکی از گورستان های لرستان) یک گردنبند شیشه ای متعلق به ۲۲۵۰ سال پیش از میلاد که دارای دانه های آبی رنگ است (متعلق به ناحیه شمال غربی ایران) قطعات شیشه ای مایل به سبزی که در کاوش های باستان شناسی در لرستان، شوش و حسنلو به دست آمده است و هم چنین دیگر قطعه ها و نمونه های اندکی از آن ها در موزه آبگینه و سفالینه تهران هم موجود است، نشانگر قدمت این صنعت ارزنده و این هنر اصیل در ایران است. جام های بلورین و دکمه های ظریف شیشه ای به جای مانده از دوره هخامنشی، نمونه هایی از شیشه های دمیده در قالب و قطعه های زیبای شیشه ای که به گونه ای هنرمندانه تراش داده شده اند، همگی به دوران ایران باستان تعلق دارند و حاکی از رونق و اعتبار شیشه گری از آغاز تاریخ مدون ایران تا قرن هفتم است.
هر چند که از شیشه گری دوره اسلامی آگاهی چندانی در دست نیت، ولی شواهد و نیز نمونه هایی که از نقاط مختلف مانند شوش، ری، ساوه و نیشابور به دست آمده، نشان می دهد، در دوره مذکور ظروف گوناگون شیشه ای مانند بطری، قوری، عطردان، گلدان و فنجان ساخته می شده است. قرن های پنجم تا هفتم قمری را می باید اوج صنعت شیشه گری در ایران به حساب آورد، زیرا در دوران مذکور، صنعت گران به شیوه های جدیدی روی آوردند و استفاده از قالب های گوناگون با نقوش برجسته و فرو رفته را رواج داده و حک و تراش روی شیشه را نیز برای غنای کارشان به خدمت گرفتند. در همین دوران است که نقاشی های گوناگون از قبیل گل های تزیینی، شکل جانوران و استفاده از اشعار و آیات قرآن با رنگ های متنوع، به عنوان عاملی مکمل وارد شیشه گری دستی ایران می شود.
در دوره صفویه نیز ظروف مختلف شیشه ای در مناطق مختلف ایران چونان اصفهان، شیراز، گرگان و جاهای دیگر ساخته می شدکه نمونه های متعددی از آن در موزه ها و دیگر مراکز هنری در ایران و سایر ممالک جهان موجود است.
در حال حاضر، حدود ۳۵ کارگاه تنها برای تولید شیشه دست ساز و حدود ۳۰ کارگاه شیشه قالبی ساز و دست ساز و در مجموع حدود ۶۵ کارگاه شیشه گری تنها در شهر تهران به کار تولید انواع و اقسام محصولات شیشه ای می پردازند که ضمن حجم چشم گیر تولید در سال، توانسته اند با تهیه و عرضه انواع و اقسام فرآورده های شیشه ای مصرفی و تزیینی و به ویژه شیشه های واجد ارزش های هنری، مشتاقان بسیاری در داخل و خارج کشور به دست آورند. حتی شیشه دست ساز ایران نیز در زمره یکی از اقلام صادراتی صنایع دستی قرار گرفته است و اکنون با شیشه های دست ساز دیگر کشورها رقابت می کند.
مواد اصلی شیشه گری شامل؛ سنگ سیلیس، شیشه خُرده، سنگ آهک، کربنات دو سود، بُراکس، شوره، نیترات ها و برخی مواد قلیایی دیگر است. رنگ های مصرفی را نیز بیش تر اکسیدهای مختلف فلزی نظیر کبالت، مس، آهن، منگنز، کُرم و غیره و نیز نمک های فلزی، گوگرد، کربن و غیره تشکیل می دهد. باید گفت که هر کارگاه به طور معمول، در تهیه مناسب رنگ خاصی تخصص و مهارت دارد.
ابزار کار کارگاه های شیشه گری نیز بر لوله دم، الکترو موتور و پمپ باد، واگیره، دوشاخه، قیچی، قاشق چوبی مخصوص و دستگاه مشتمل می شود که در مجموع وسایلی بسیار ساده و ابتدایی است. درهر کارگاه شیشه گری، تعدادی کوره ذوب وجود دارد که طی ساخت انواع تولیدات از آن ها استفاده می شود. برای آن که شیشه گران بتوانند تعداد بیش تری رنگ به کار برند، معمولاً از چندکوره استفاده می شود. هم چنین در هر کارگاه، یک یا چند گرم خانه وجود دارد که شیشه ها پس از ساخت، در درون آن ها قرار می گیرد تا به تدریج و با کاهش دمای گرم خانه و سرانجام پس از گذشت زمانی حدود ۲۴ تا ۴۸ ساعت از گرم خانه که دمای آن به صفر درجه سانتی گراد رسیده است، خارج می شوند تا بدین نحو و ضمن تنش زدایی، از شکسته شدن شیشه ها به سبب اختلاف دمای بالایی که میان فضای کارگاه و فضای بیرونی وجود دارد، جلوگیری شود.
برای تولید شیشه دست ساز که در اصطلاح به آن «شیشه فوتی» نیز می گویند، نخست مواد اولیه مصرفی را که معمولاً خرده شیشه است، در کوره می ریزند و حرارت می دهند تا به صورت مذاب درآید. این کار، یعنی تبدیل شیشه خرده به شیشه مذاب، به نسبت درجه حرارت کوره میان ۳۶ تا ۴۸ ساعت به طول می انجامد. هنگامی که شیشه به صورت کاملاً مذاب درآمد، استاد کار با بهره گیری از لوله دم که لوله ای است فولادی به طول ۱۰۰ تا ۱۲۰ سانتی متر، و استفاده از ابزار ساده دیگری چون قالب ها، انبر، قیچی و غیره به شیشه به طریق دست ساز شکل می دهد. تولید محصولات با کیفیت مطلوب، در گرو صبر، حوصله، هنر، ممارست و کسب تجربه طی سالیان طولانی است.