بازخوانی اسناد

بازخوانی اسناد ذیل توسط مهندس میثم احمدی مجموعه دار اسناد تاریخی تهیه گردیده است

بخش اول :

مقدمه:
اسناد حاضر در خصوص ربابه خانم نامی است و همسر آقا شیخ محمدعلی و پسر خاله اش فرزند آقامحمدخلیل ساکن اصفهان که اموال و دارایی خود اعم از منقول و غیرمنقول را به خالة خود فاطمه سلطان خانم که در ضمن مادر شوهر وی نیز هست، به صلح قطعی منتقل نموده، اما چون ادعا شده ظاهراً این ادعااز طرف عمومی ربابه خانم باشد که ربابه خانم در زمان مصالحه غیر رشیده بوده، به همین رو در محضریکی از علما مورد امتحان قرار گرفته و رشادت و عقل وی به تأیید و اثبات رسیده و حکم به جهت مصالحه مذکور شده و به جهت احتیاط، مجدداً این خانم وکالت داده که تمام دارایی و اموال وی در قبال یک سیر
نبات، در اختیار فاطمه سلطان خانم به صلح قطعی احتیاطی منتقل شود. همچنین خانم مذکور به وقوع عقدزوجیت خود با شیخ محمدعلی اعتراف و انکار به زوجیت پسر آقا محمدجواد پسر عموی خود نموده است.در بالای این صلح نامه و اعتراف نامه، سواد تأیید به برخی از جمله میرزای آشتیانی، آقا سید عبدالله بهبهانی، آقا شیخ فضل الله نوری و دیگران دیده می شود.از بخشی از مفاد این اسناد به دست می آید که عموی ربابه خانم مذکور، ادعا کرده که این خانم قبلاًدر عقد پسرعموی صغیر خود بوده و زوجیت وی با پسرخاله اش، آقا محمدعلی، صحیح نیست. اما چنان که ملاحظه می شود، با توجه به مستندات و شواهد و انکار زوجیت با پسر عمو از طرف ربابه خانم، علما حکم به باطل بودن ادعای عموی ایشان داده و زوجیت آقا محمدعلی همسر ربابه خانم را تأیید و تثبیت کرده اند.

خوانندگان محترم، ماجرا را به تفصیل ملاحظه فرمایند. در بازخوانی این اسناد، به جای برخی کلمات که ناخوانا بود، سه نقطه گذاشته شد.
مخفى نماند چون مخدرة مکرمه، ربابه خانم دامت عصمتها، صبیة مرحوم مغفور آقا محمد خلیل طالبثراه نجل زکى مرحمت پناه طوبى مکان علیین آشیان، حاجى آقا محمد قزوینى الاصل، ساکن اصفهان اعلى الله مقامه الشریف در دار السلطنة اصفهان، تمام دارایى خود را از املاک و اموال منقوله و غیر منقوله و نقد و جنس و نقود و غیرها از طلا آلات و مسینه آلات و کتب و اثاث البیت و رخوت و ظروف و کل ما یتعلق بها، بدون استثناء شى منها، به صلح قطعى منتقل نموده بود به خالة خود علیا مخدرها محترمه معظمه، فاطمه سلطان خانم دامت عفتها، صبیه مرحمت و غفران پناه علیین آرامگاه طوبى مکان، آقا محمد مهدى تاجر قزوینى الاصل، ساکن اصفهان و در این خصوص گفتگوهایى بود که مخدره مصالحه غیررشیده بود و صلح او صحیح نبوده، لهذا به تاریح تحریر الورقه مخدره ربابه خانم مزبوره زوجه جناب آقاشیخ محمدعلى سَلمه الله در محضر این خادم شریعت مطهره حاضر شده و پس از اختبارات و امتحانات از مراتب رشادت و شعور و عقل و کمال مخدره، اعتراف شرعى نموده در حالتى که جمیع انشاءات و اقاریرشرعیه از او نافذ و ممضى بوده بر اینکه صلح قطعى مرقوم به مخدره محترمه خاله مزبوره اش واقع شده و بالفعل تمام دارایى مخدرها ربابه خانم ملک طلق علیا مخدرها فاطمه سلطان خانم معظم مسطورهاست و بعد از اعتراف مسطور رعایة للاحتیاط مخدرها رباب خانم مسطوره مجدداً وکالت داده، تمام دارایى او رابه یک سیر نبات مقبوض به شرح مسطور به صلح قطعى احتیاطى منتقل نموده به والدة زوج خود مخدر ها محترمه فاطمه سلطان خانم مرقومه و صیغه مصالحه قطعیه شرعیه خالیة عن النواقص و البطلان جامعةللشرائط و الارکان واقع شد و سمت جریان یافت فعلى هذا به هیچ وجه شایبة گفتگو و منازعه در ملکیت
مخدرها محترمه فاطمه سلطان خانم معظمه نسبت به دارایى مزبور باقى نماند و تمامى دارایى مرقوم ملک طلق و حق صدق مخدرها فاطمه سلطان خانم مزبوره است و لها التصرف فیها کیف ما شائت و حتى ارادت.
. حررها فى ۱۴ شهر جمادى الثانیة ۱۳۱۸
مصالحه کننده: ربابه خانم، دختر آقا محمدخلیل، فرزند حاجى آقا محمد قزوینى و دختر دایى نویسندة نامه آقاى آقا محمد ابراهیم قزوینى و همسر آقا شیخ محمدعلى سلطان المحقین بوده است متصالح علیه: فاطمه سلطان خاله رباب خانم دختر محمد مهدى تاجر قزوینى توضیح آنکه مخدره رباب خانم مسطورها متن اعتراف به وقوع عقد زوجیت جناب مستطاب آقا شیخ محمدعلى سلمه الله پسر خاله خود فرزند جناب مستطاب فخرالواعظین، آقاى حاجى شیخ محمدسلطان
المحققین و انکار به زوجیت پسر آقا محمدجواد عموى خود را نموده، مذکور داشت که مهریة او از زوج. مزبورش، پسر خاله اش، خارج از مورد مصالحة مرقومه اش است. فى التاریخ ۲۱ جمادى الثانى سنه ۱۳۱۸
هوسواد جوابی است که … ملاذالامام شریعتمدار سرکار آقا محمد ابراهیم قزوین به عمه زاده خود مخدره

عیال سرکار سلطان المحققین مرقوم داشته و تبریک نموده اند.علیا مخدرها مکرمه عمه زاده دامت خدارتها را سلام مى رسانیم اوّلاً انشاءالله تعالى به سلامت و عافیت
بوده باشید و مکروهى و ملالى حاصل و واقع نبوده باشد.بعدها مراسله شریفه شب گذشته را ملاحظه کردم و از مضمونش استحضار کامل به هم رسانیدم،همه اش صحیح و به جا و به موقع است. خداوند انشاء الله مبارک و میمون فرماید و به جهت مخدرها نورچشمى اخوى زاده که نه بهره از پدر دیده و نه بهره از مادر دیده، خوش مقدر فرموده باشد بر بیچارگى او« إنّه بعباده رؤف رحیم » . ترحم و تفضل فرمایدالبته معلوم است جناب شما هم نهایت محبت و التفات که مقتضى بزرگى خودتان است در حق او مرعى خواهید داشت کمال محبت را البته در حق او بنمایید. البته معلوم است شما از خود ماها مى باشید. از شما
بهتر به جهت نور چشمى که مى باشد ۱… در کار نیست. بعضى از مفسدین خیر اندیش در کار افتادند…و کار را مغشوش نموده اند. به هر حال در باب مطالب مرقومه، حقیر در فرمایشات آن مخدرها هر چه باشد مسامحه و کوتاهى ندارم. در خصوص مصالحه مرقوم داشته بودید البته باید مطلع بوده باشید کهمال مخدرها کلاً طرّا به تصرف جناب اخوى مى باشد، الّا خانه که محل سکنى حقیر است که نصف او ازمخدرها مى باشد که عمل او را هر قسم بخواهید تمام مى نمایم و یک نفر جاریه مسمات به زیبا او را هم بفرستید راضى کنید ببرید حقیر هم از دست او به تنگ آمده ام. البته او را بخواهید که خیلى لازم است.
علاوه مقام مقام اتحاد است، هر قسم میل شما بوده باشد، حقیر حاضرم. زیاده زحمت نیست. و السلام ختام جواب ورقه را هم باز مرقوم بنمایید. علاوه از مکتوب فوق، بعض از مرقومات مختلفه است که شریعتمدارآقا محمد ابراهیم به بزرگان از علماء اعلام مدّظلّهم على رؤس الانام، مرقوم داشته اند.
منهادر جواب علم الاعلام و باب الاحکام سلطان العلماء العظام شریعتمدار امام جمعه اصفهان مدظله این کلمات را عرض کرده است. (جهت نوشته که به عیال حاجى شیخ محمد نوشتم، به جهت خوف بوده است).
منهاعریضه که به حضور بندگان فخر الشیعه و ذخر الشریعه، حجه السلام و المسلمین سر کار میرزا مدظله
الاعلى عرض نموده بودم، از فقرات آن این است (از آنجا بنویسید که از براى مال مأمور غریب خواهد آمدداعى به غیر از آن مضمون توبیخ مشحون چاره اى در جواب نداشتم)
منهادر مرسوله خدمت ملاذ الامام و ثقة السلام شریعتمدار سرکار حاج شیخ مرتضى دام افضاله، این فقرات
۱٫ چند تن از علما مصالحه نامه مزبور را تأیید و بر صحت آن حکم داده اند و سواد تایید به ایشان در بالای سند
دیده می شود.
مکتوب داشته اند. پیغام داد مال به من صلح شده. بر سبیل استهزا گفتم عقدى مبارک است و مال همموجود؛ هرگاه این مطلب حقیقت باشد، نمى دانم چه محمل دارد نسبت به داعى.سواد مرقومه بندگان حضرت حجه السلام والمسلمین سرکار حاجى میرزا حسن آشتیانى مدظله العالىاست که به سرکار عماد السلام و حجة المسلمین آقا سید عبدالله بهبهانى مدظله اتصال داشته اند.عرض می شود امید که وجود شریف جناب عالى در کمال استقامت بوده باشد. در باب عمل عروس جناب مستطاب شریعت مآب عمدة المتکلمین حاج شیخ محمد سلطان المحققین سلمه الله تعالى که جنا بعالىنوشته بر حقانیت این طرف داده بودید، از قرار مذکور این اوقات تردیدى براى جناب عالى در این قضیه حاصل شده. چون فعلاً هم دختر در طهران است و هم پسر جناب حاجى شیخ و هم وکیل طرف مقابل،
طرفین را یک مجلس احضار فرمایید؛ تحقیقات لازمه را بفرمایید. هر طور که بر جنا بعالى معلوم و محققین گردید، مرقوم دارید که رفع بعضى مذاکرات شود و به جهت بعضى اشخاص مغرض، مزاحمت به جناب مستطاب حاج سلطان المحققین ننمایند (زیاده زحمت ندارد، ایام مستدام باد.)
سواد حکم مطاع ملازمین، حجة السلام سرکار آقا سید عبدالله مدظله العالى است که به طریق ترافععز صدور یافته بمنّه تعالى
بلى، امر از قرار مذکور است و تمام مرقومه به املاء احقر انام مرقوم شده است و بنا بر مرقومات مذکور و غوررسی های لاحقه مخدرها، صبیة مرحوم آقا محمد خلیل زوجه و حلیله عالی جناب آقا شیخ محمدعلى سلمه الله است و براى تهافت معاذیر صادره از جناب شریعت مآب آقاى آقا محمد ابراهیم سلمه الله رکون
به شهادت آن جناب وجه شرعى ندارد. و چون سخن جناب شریعت مآب آقاى آقا محمد جواد سلمه الله که از روى ولایت صادر است، نمى توان محل اعتماد در مقابل دعواى ثابته قرار داد، بناء علیه آن دعواى عقد سابق بی مشتبه شرعى … و عقد واقع آقاى جناب آقا الشیخ محمدعلى سلمه الله معارض و مزاحمتى ندارد
فى سقوط تلک الدعوى وکون المرئة فعلاً حلیلة لجناب الشیخ محمدعلى قدحکمت و قضیت و الله تعالى ».« خیر الحاکمین بین عباده
حررها الجانی عبدالله الموسوى البهبهانى، لیله ثالثه عشر محرم ۱۳۱۹ . محل مهر حجه السلام سرکار
آقا سید عبدالله مدظله مطابق للاصل و موافق له.مخفى و مستور نماند آنکه در شهر شوال المکرم سنة ۱۳۱۸ هجرى بر طبق نوشته جناب مستطابشریعتمدار، آقاى آقا محمد ابراهیم اصفهانى سلمه الله و سایر نوشته جات و استناد جناب مستطاب کروبىنصاب عماد المحدثین و فخر الواعظین حاج شیخ محمد سلطان المحققین دام عُلاه بر زوجیت مخدره ربابه خانم دامت شوکتها، صبیة مرحوم آقا محمد خلیل قزوینى – رحمه الله علیه- بر جناب محامد آداب آقا شیخ محمدعلى، ولد جناب سلطان المحققین را به لسان حکومت شرحى نوشته بودم و به غوررسی و قراین خارجه و داخله که از مدارک صحیحه به دست آورده، حکمى از خادم شرع صادر شد که مخدرها تزویجاً
محکوم است به زوجیت آقا شیخ محمدعلى و بعد ذالک جناب آقا ملا احمد سلمه الله از اصفهان وارد شده و سجّلّات چند از بعضى اهل علم آن سامان ابراز و ارائه داد که مدارک آنها جمیعاً حاکى از شهادت علمى و حدسى بوده بر تحقق عقد ادعائى جناب مستطاب شریعتمدار آقا محمدجواد قزوینى براى فرزند هشت
سالة خود. ملا احمد مذکور اظهار داشت که امشب که شب دوم ذى الحجه الحرام است، سلطان المحققین خیال زفاف فرزند خود را دارند و به بعضى اظهارات … به جهت خادم شرع فراهم کرد به واسطة اینکه امر فروج از اهم امور شرعیه است محض احراز واقع و رفع شبهه و ریبه در این باب چند رقیمه به جناب سلطان
المحققین نوشتم که در امر زفاف فعلاً اقدام ننمایند تا ثانیاً دقت نظر شود دادم به ملا احمد که بفرستد. بعد معلوم شد قبل از این که به جناب سلطان برسد، یکى دو فقره سواد به مهر بعضى از آقایان استنساخ کرده با اینکه محتوى و مشتمل بر تبدیل تکلیف نبوده، به اصفهان فرستاده اند. بالجمله بعد از ملاحظه نوشتجات
طرفین و امعان نظر در اسناد جانبین و شهادت شهود بعضى از موثقین و عابرین از علماء اصفهان که همگى از … مدعى بر خصم جناب سلطان بوده و نوشته جناب آقا محمد ابراهیم که به دلالت واضحه دلالت برعدم وقوع عقد سابق ادعایى آقا محمدجواد داشت، رفع شک و ریب از خادم شرع شریف گردید، بلکه از
معلومات جمله از علما و ثقات اهل فضل و تقوى تمضیح گشت که خود جناب شریعت مآب، جناب آقاى آقا محمد جواد و آقاى آقا محمد ابراهیم سلمه الله، مکرر اظهار عدم رشد صبیه مرحوم آقا محمد خلیل را درزمان وقوع عقد ادعایى نمودند؛ همچنین از اختلاف اظهاراتى که جناب آقاى آقا محمدابراهیم سلمه الله در
جواب از مآخذ و بیان وجه توفیق بین ادعاى سبق عقد براى فرزند آقاى آقا محمد جواد و تبریک این عقد واقع براى آقا شیخ محمدعلى نموده بودند که تارة متعذر به استهزاء، و اخُرى متعذر با آنکه از روى اخافه صادر شده بوده است و ثالثاً با اینکه توبیخاً صادر شده است، معلوم و محقق شد که آن عقد ادعایى مأخذ صحیح نداشته و هر کس هم که اظهار معلوماتى کرده است، فقط مستند به اظهارات شخص این دو نفر برادر محترم بوده است، والّا مسلّم است که عقد ادعایى مرقوم، شاهدی دیگر نداشته است. بناء على تلک المراتب به اعلى درجة ثبوت و وضوح شرعى پیوست که فعلاً مخدرها مستوره محکوم بر زوجیت آقا شیخ محمدعلى است و دعواى عقد سابق چون مستند صالح الاعتمادى نداشته است، رکون به آن مخالف قانون شریعت مقدسه نبویه و سبب سخط و غضب خداوند قادر قاهر و صاحب شریعت طاهره است. بناء علیه جرى « و لقد حکمت و قضیت بما یصح به الحکم » . دعواى آقاى محمد جواد در شرع مسموع نخواهد بودفى شهر محرم الحرام ۱۳۱۹ . محل مهر مبارک حجه الاسلام آقاى آقا سیدعبدالله مدظله است.
سواد سئوالى است که بندگان حضرت اشرف اکرم اتابک اعظم دام اقباله العالى- از ملازمین حجه السلام والمسلمین سرکار آقا سید على اکبر مدظله عالى نموده اند.
عرض مى شود در باب ربابه، صبیة مرحوم آقا محمد خلیل اصفهانى، که جناب مستطاب حاجى شیخ محمد سلطان المحققین آن مخدرها را عروس خود داشته و در خانه ایشان است و از طرف دیگر وکیل جناب آقا محمد جواد اصفهانى پاره نوشتجات ابراز کرده که آن مخدرها سابقاً به عقد پسر صغیر آقا محمد
جواد در آورده اند، از قرار مذکور طرفین مدتى است خدمت جنا بعالى به ترافع حاضر شدند و تمام مطالب خود را عرضه داشته اند؛ اسانید و نوشتجات طرفین به نظر مبارک رسیده است. خواهش دارم آنچه در این مسئله بر جناب عالى معلوم شده، مرقوم فرمایید که رفع غائله گردیده و تکلیف معلوم شود؛ اگر چه فتنة آقا
محمدجواد در طهران و اصفهان، محض طمع و باطل است و حق به جناب حاجى شیخ محمد است. ایام سعادت مستدام باد.
سواد جوابى است که بندگان شریعت مآب حجه الاسلام آقا سید على اکبر مدظله به خدمت حضرت
مستطاب اجل افخم اتابک اعظم- دامت عظمته- مرقوم داشته اند
معروض مى دارد داعى نظر به نوشتجات بعضى از علما دارالخلافه ابدا بناى مراجعه نداشتم و بر خودحتم نموده که چیزى ننویسم و نگویم و خود را بعضى سخنان و اتهامات قرار ندهم و … نشوم از براى کراهت محب و مبغض، لکن چون فرمایش اتابک اعظم شده، جمله از امورى که به نظر حقیر رسیده
است، عرض مى نمایم که عروس جناب سلطان المحققین را و قصة او را ابداً مسبوق نبوده، یومى به عزمعیادت از جناب معظم رفته، صبیه مرحوم آقا محمدخلیل ربابه خانم در اثناء مجلس حاضر شده و بعد ازتعریف و تشخیص، اقرار و اعتراف نمود که به نکاح شیخ محمد على ولد جناب معظم الیه در آمده و انکار
صرف بعد از به عرض بر او از غیر این مطلب نمود و بر حسب میزان شرع مطاع محکوم به زوجیت او مى باشد. تا خلافش به میزان صحیح بر حاکم مطاع معلوم و محقق شود؛ مضافاً به اینکه مرقومه از جناب مستطاب آقا محمد ابراهیم- سلمه الله- ارائه نمودند که در مقام تبریک و سفارش و جواب، رقعة عمه زادة خودش که خالة عروس مى باشد و زوجة سلطان المحققین که مشتمل بوده بر تبریکات و سفارشات و اداء حقوق عروس مشارالیه که ابداًَ و اصلاً احتمال این که مشارالیها زوجة غیر آقا شیخ محمدعلى در آمده باشد یا احتمال نکاح غیر بوده باشد در او نبوده، جز احتمال اینکه رقعه از او نباشد و بعد را مخالف و موالف ها تماماً تصدیق نمودند که رقعه از ایشان است؛ مضافاً به این که رقعه جات دیگر از ایشان دیده شد که تصریح شده بود که رقعه از ایشان است و جناب مستطاب آقا شیخ احمد جوهری که وکیل آقا محمد
جواد مى باشد، مکرر در نزد داعى آمد و حقیر امتناع از ملاحظة نوشتجات ایشان داشته تا اینکه به بعضى از اوامر مطاعه مقتضى شد که نوشتجات، که در ید وکیل مى باشد ملاحظه شود. از جمله نوشتجات استشهاد نامه ای بود که سجلات کثیره مشتمل بر خواتیم متکثره بوده و جمیع آن سجلات مبتنى بر شهادت حدسى
بود که از فرمایشات جناب آقا محمد ابراهیم و آقا محمد جواد حاصل شد بوده و اجماعاً شهادت … که از حدس حادث شود، در شریعت مطهره معتبر نمى باشد و از روى آن نمى توان حکم نمود و مرقومه از جناب مستطاب ملاذ الاسلام و المسلمین حاجى سید اسماعیل صدر- سلمه الله تعالى- ارائه شد که جز به تمجید
طایفة حاجى غفورى که نسبت مصاهره با حضرات دارند و موعظه و نصایح، امر دیگر از او داعى نفهمیده؛عمدة نوشته جات وکیل مدعى که آقا محمد جواد باشد، همین است. غرض امرى بر حقیر معلوم نشد ازنوشته جات که در ید وکیل آقا محمد جواد است. مضافاً با اینکه ملاذ المسلمین حجه الاسلام حاجى میرزا
محمد حسن- سلمه الله- تعالى که شخص امین را در نزد حقیر فرستادند که ایشان مشارالیها را الیوم زوجه آقا شیخ محمدعلى ولد سلطان المحققین مى دانند قبل ازصدور حکم از بعضى علماى دارالخلافه، چون جواب مرقومه حضرت اتابک اعظم لازم بود، این مقدار عرض شد. زیاده از این تکلیف نمى فرمایند که امر
بر داعى مشکل مى شود.رابع عشر محرم الحرام ۱۳۱۹
محل مهر مبارک حجه الاسلام سرکار آقا سید على اکبر مدظله است
سواد حکم حجه الاسلام و المسلمین سرکار آقا سید على اکبر و سرکار الحاج میرزا محمد حسن-مدظلهما العالى- است
بسم الله تعالى
نعم مضافاً بر اینکه جناب حجة الاسلام حاجى میرزا حسن
– سلمه الله تعالى- اولاً دوامین از داعى خواسته و حکم قطعى فرموده که مسماة مسطورها زوجة آقا شیخ
محمدعلى مى باشد و ثانیاً حضوراً بعد از ملاقات به زوجیت فرموده قبل از صدور حکم از احدى از علماء
دارالخلافه داعى نیز به استدعاى بعضى از مؤمنین نوشته جات طرفین را ملاحظه نموده و در نوشته جات
وکیل آقا محمدجواد، ملاّ احمد، ابداً چیزى که مورث وَهم و شک شود، به صدق کلام وکیل مدعى دیده
نشده و نوشته جات جناب سلطان المحققین را ملاحظه نموده؛ از نوشته تبریک و غیره و غیره و ربابه خانم
را در مجلس خواسته، با او مکالمات نموده، بر داعى محرز و محقق است که مسماة مزبورها محکوم به
زوجیت آقا شیخ محمدعلى مى باشد و شبهه اى در این نیست. و لقد حَکَمتُ به و کان تحریر ذلک فى ربیع
. المولود ۱۳۱۹
محل مهر مبارک سرکار حجه الاسلام آقا سید على اکبر- مدظله العالى- است
بسم الله الرحمن الرحیم
امر از قرارى است که جناب مستطاب، کهف الارامل و الایتام، غوث الاسلام، غیاث المسلمین، آقای آقا
سید على اکبر دام بقائه، مرقوم و حکم نموده اند و لازم است عمل شود. حررها الاحقر.
محل مهر مبارک حجّة الاسلام سرکار میرزا- مدظله العالى- است
به شرف عرض مقدس حضرت مستطاب حجّة الاسلام – مدظله العالى– مى رساند در باب ربابه خانم
زوجة دع اگو زادة شیخ محمدعلى که ملاّ احمد از طرف جناب آقا محمدجواد، مدعى است که این مخدرها
را قبل از عقد به داعى زاده، به عقد پسر صغیر آقا محمد جواد در آورده اند و این مسأله مدتى در محضر
مبارک مطرح و ملاّ احمد به کرّات با تمام اسناد به حضور مبارک شرفیاب و جداً استدعاى رسیدگى نموده
و حضر تعالى در … مجالس با حضور طرفین به دقت رسیدگى فرموده و مکرر مخدرها ربابه خانم را احضار
فرمودید و از او تحقیقات فرموده، بعد تصریحاً حکم … دعوى آقا محمدجواد و اینکه آن مخدره الیوم محکوم

به زوجیت داعى زاده است، فرموده حال این مسأله در خدمت به شخص محترم و مقام عالى مطرح شده،
ملاّ احمد انکار بلیغ کرد از شرفیابى در محضر مبارک؛ یعنى عرض کرد که در آن محضر حاضر نشدم.
استدعا دارم حضور ملاّ احمد را در خدمت ذى شرافت از براى تحقیق این مسأله که مکرر شرفیاب شد و
جداً استدعاى رسیدگى کرده، و بعد حقانیت دع اگو زاده و بطلان دعوى آقا محمدجواد بر حضر تعالى معلوم
و مسلّم گردید معلومات خاطر مبارک را بعد از حضور ملاّ احمد و تحقیقات مرقوم فرموده که عندالحاجه
حجت بوده باشد. امر، امر مبارک است.

بخش دوم :

این مقاله دوم سندی مرتبط به مقاله اول است که بعد از دو سال پیدا شد

در شماره یازدهم نشریه پیام بهارستان مقاله اى درباره یک سند شرعى در اصفهان در قضیه ازدواج ربابه
خانم چاپ شد. در آنجا اشاره کردیم که وى در حین ازدواج، همه اموال منقول و غیر منقول خود را به مادر
شوهرش که خاله او هم بود،صلح کرد. مدتى بعد، عموى او ادعایی مبنی بر غیره رشیده بودن ربابه خانم در
زمان عقد و صلح اموال مطرح کرد. در آن سند آمده بود که بسیارى از علمای اعلام پس از بحث و بررسى،
رأی به ابطال این ادعا دادند و ربابه خانم اعتراف به زوجیت شیخ محمد علی و صحت صلح قطعی با فاطمه
سلطان، مادر شوهر خود و انکار به زوجیت پسرعمو (ادعای داعی) خود نموده است.
در این رابطه، به طور اتفاقى به سند دیگری برخوردیم که در آن جناب مستطاب شریعتمدار حجه الاسلام
آقای عبدالله بهبهانی در همان ایام در نامه ای که از طرف شخص ناشناخته اى به ایشان رسیده و از ایشان
سؤال کرده که پس از دیدن احکام علمای اصفهان، آیا همچنان نظر ایشان بدان حکم اولیه است یا نه،
اعلام داشته که طی نامه ای به آقای سلطان المحققین نوشته اند که به واسطه تراکم شهادت ها و در حین
مشغله کاری، اقدام به صدور آن حکم نمودند، اما اکنون پس از بررسی در آن حکم، شبهاتی دارند و در این
زمینه احتیاج به تحقیقات بیشترى است؛ لذا از ایشان خواسته اند که بدان حکم نباشند و اقدامی نکنند تا واقع
مشخص بشود
چه حکمى باید صادر کرد.
۱٫ اصل این سند در شماره ۱۱ ص ۴۹۳ تحت عنوان  « نگاهی به یک سند شرعی خانوادگی در اصفهان » چاپ شده
و این سند تکمیلی است
شریعتمدار حجه الاسلام
در خصوص حکمی به جناب مستطاب سلطان المحققین، حاجی شیخ محمد واعظ  دام عزه  مرحمت
فرموده بودید که صبیة مرحوم آقا محمد خلیل قزوینی  طائب ثراه  به مقتضای سواد نوشته که از عمّ او
جناب شریعتمدار آقا محمد ابراهیم  سلمة الله  رسیده، زوجة محققه مخدوم، زوجه جناب مشارالیه شیخ
محمد علی می باشد. بیان فرمایید که بعد از دیدن احکام علمای اعلام اصفهان  کثرالله امثالهم  و غیره،
فع لا هم بدان حکم باقی و ثابت هستید یا نه.
زیاده زحمت است  اطال الله عمرکم ان ش اءالله تعالی  فی ۲۹ شهر ذی العقده الحرام سنه ۱۳۱۸
بسمه تعالی
چند روز قبل به واسطة تراکم به شهادات در این مسئله، چون مذکور می شدکه آقا زوجة جناب سلطان
المحققین  سلمة الله  از اصفهان به تهران می آیند، به خط خود نوشته اند به جناب آقای سلطان المحققین
سلمه الله  که اعتماداً بر آن نوشته، از دعاگو در غیاب جناب شریعت مآب آقای آقا محمد جواد صادر شد
نفرمایید و مبادا که زفافی واقع شود که دعاگو را شبهاتی در آن حکم حاصل شده است. حالا هم همان را
اظهار می دارم که دعاگو را ربیعة دوران حکم حاصل است و واقعه را محتاج به مرافع جدیده بدانند هر ورق،
. سلمه الله. آقای عبدالله بهبهانی، شهر فی ذی الحجه سنه ۱۳۱۸
محل خاتم شریف جناب مستطاب شریعت مدار حجة الاسلام آقای آقا سید عبدالله بهبهانی  سلمة الله
تعالی

  • نویسنده : مدیر سایت
  • تاریخ انتشار : ۰۷-۲۰-۹۳
  • دیدگاه‌ها خاموش


نظرات بسته شده است.